بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست
مهربانیت را د یده ام
..نه در خواب
که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت
و آمده ام که بمانم
... اگر ماندن را بخواهی
از تو ابدیتی خواهم ساخت
که عشق ،
اول و آخرحادثه ی من و تو باشد
و دل ،
هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت
!!!..خواهد بود
هر نگاه عاشقانه ام , لبخندم , بخشیدنم از تو بود
بدور از بغضی
تازگی امروزم از آن تو بود ,
لحظه به لحظه
پس , تمام فرداها ازآن تو
عذر می خواهم
از این که پای این کتاب شعر
نام من حک شده است
هرگز فراموش نمی کنم که غزل خنده های چشم های تو
مرا شاعر کرد
پيام هاي ديگران
طراحي وبلاگ :
شب هاي
سفيد
.................................................