33k8383.jpg

بر روی بلند ترین قله شیشه ای ایستادم و تو را فریاد زدم...

صدا در فضای خالی اطراف پیچید و از عظمت نامت....

قله فرو ریخت.....

و من زیر خرده شیشه های دلم به تو اندیشیدم..

که چه قدر بزرگی....08.gif

دوست دارم تا ابد یکی یه دونه من...

/ 33 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صادق

وبلاگ قشنگی داری موفق باشی

رويای آبی

سلام مهرنوش جون. وبلاگ خیلی قشنگی داری. به منم سر بزن .بای.

رويای آبی

اينم آدرسه اون يکی وبلاکمه. حتما بيا. منتظرم.

حسين

با سلام وبلاگ خوبی دارین اگه گذرتون به دل نوشته های منم افتاد ساده نگذرید لبی تر کنید و بگذرید

ansooye_eshgh

این همه شهر عاشقونه هق هق گریه شبونه این همه قصه از یک اسمه اسمی که مثل یک طلسمه یک اسمه طلسمه یاد تو یاد تو روزهای رفته اسم تو اسم تو اسم هر روز هفته است شیشه ی عمر من افسون این یه اسمه زندگیم بسته ی جادوی این طلسمه دنیای من طلسمه یک اسمه یک اسمه

دلشکسته...م دفتر

قسم ميخوردی با منی قسم ميخوردی به خدا ... خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش ... من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشی بياد الهی خبرت بياد الهی خبرت.... عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه زجرايی که به من دادی بکشی تا آخرش .. الهی که يه روز خوش از تو گلوت پايين نره . رسوای عالمت کنن اون چشای در به درت.... ميخوام بدونم قد من عاشقته دوستت داره . اينکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش ... هر چی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه ببينی ديگری به جات رفته شده همسفرش.... الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش .... بيای ببينی که همه حلقه زدن دور و ورش.... الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال . هيچی از اون روز نمونه به جز گلهای پرپرش...قسم ميخوردی با منی قسم ميخوردی به خدا ... خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش ... من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشی بياد الهی خبرت بياد الهی خبرت....

مهدی ماهان

تو ندانستي چه مي خواهم زتو من نگفتم ! که بمان ! يا که برو ! من فقط مي خواستم شمعي شوم تا بسوزم جان خود را نزد تو تو ولي از آتشم ترسيدي و رفتي و گفتي : برو ! نه من ،نه تو

فاطيما

سلام وبت حرف نداره مخصوصا قالبت بهم می گی قالبتو از کجا اووردی؟

کاوه

واقعا آپ کردن اينقدر سخته؟!!!!!!!!