3ynntwm.jpg

یه روز اومدم تو این دنیا دنیایی که آدماش فقط به فکر خودشونن... آدمایی که خیلی راحت دلت رو می ذارن زیر پاهاشون و از روش رد می شن ... مهربونی فراموششون شده ... دلم بدجوری گرفته دوست دارم بنویسم ، گریه کنم و از خدا بپرسم مگه یه آدم چقدر جون داره که این همه نا مهربونی ببینه و صداش درنیاد ... !!! 

چرا اونایی که ازشون انتظار نداری فراموشت می کنن؟ خدایا چرا من انقدر تنهام؟ تو که می خواستی تنها باشم اصلا چرا من و آفریدی؟ من تنهایی رو دوست ندارم ، زندگی رو دوست ندارم ، نا مهربونی و بی وفایی رو دوست ندارم ، بلد نیستم قلب کسی رو بشکنم ...بلد نیستم بی محلی کنم ... غم هیچکس و نمی تونم ببینم ..... پس من اینجا چی کار می کنم؟

خدایااااااااااااااااااااااااااااااا چرا دوست داری اینجوری زجرم بدی ... دیگه طاقت ندارم .. ازت کادو می خوام .... میخوام که دیگه اینجا نمونم !!! 

کاش  هیچ وقت به دنیا نمی اومدم..........

شرمنده اگه مشکلی هست از نظر املایی و.... چون همین الان نوشتم بدون فکر قبلی نمی خوام دوباره بخونمش.....

بودنم را هیچ کس باور نداشت ، هیچ کس کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوط نرم . زیبا و قشنگ... او که خوابیده در این گور سرد ، بودنش را هیچ کس باور نکرد!!!

/ 8 نظر / 29 بازدید
ميلاد

سلام دوست عزيز از اينکه اومدی وبم ممنونم راست ميگی تو اين دنيا هر کی خودخواه باشه از بقيه سره ولی راجع به شب بايد بگم : آدم شبا تنها نيست کافيه آسمونو نگاه کنی شبا خوش باشی دوست من

محمد

سلام امروز اتفاقی با وبلاگت اشنا شدم اين همه دلتنگی برا چيه همه دلشون ميگيره نوشته هات مشخص بود از عمق وجوده و واقعا غمگينی شادی رو به خودت تلقين کن موفق باشی

مونا

بوديم و کسی پاس نميداشت که هستيم...... باشد که نباشيم و بدانند که بوديم........

مونا

تنهايی شايد يه راهه...راهيه تا بی تنهايت... قصه ی هميشه تکرار...هجرت و هجرت و هجرت...

kzm

عالی بود دوست عزيز موفق باشی با بای

مهرداد

سلام....ميفهممت....اکه خواستی بيا من ميخوام يه داستان تعريف کنم....فقط دارم سعی ميکنم که بتونم بنويسمش.....ميخوام نظر بدين يه ادم چقدر ميتونه خر باشه..بهم سر بزن خوشحال ميشم

چشمان بارونی

سلام عزیز دلم واقعا زیبا بود وپر معنی مخصوصا خط آخر گلم منم ا÷م زود بیا که منتظرتم